گویند خدا همیشه با ماست ای غم نکند که تو خدایی
می گویند تقوا لازم تر از تخصص است...می پذیرم
اما می گویم کسی که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد
بی تقواست

بعضی خیال می کنند وقتی که حضرت
ظهور می کند کشتار واقع می شود ولی چنین نیست بلکه کشتار قبل از ظهور آن حضرت است.در روایتی آمده است سفیانی صد و هفتاد هزار نفر را در فلان محله یا منطقه ای از عراق می کشد.
ما بايد سعى كنيم كه روح بندگی را در خودمان زنده نماييم. بندگی، يعنى تسليم در مقابل خدا، يعنى شكستن آن بتى كه در درون ماست. آن بت درونى ما -يعنى من- در خيلى جاها خودش را نشان مىدهد. وقتى كه منفعتت به خطر بيفتد، كسى حرفت را قبول نكند، چيزى مطابق ميل تو -ولو خلاف شرع- ظاهر بشود، يا سر دو راهى قرار بگيرى، -يك طرف منافع شخصى، يك طرف وظيفه و تكليف- در چنين تنگناها و بزنگاههايى، آن منِِ درونى انسان سر بلند مىكند و خودش را نشان مىدهد.
اگر ما بتوانيم اين من درونى، اين هواى نفس، اين فرعون باطنى، اين شيطانى را كه در درون ماست، مهار كنيم، يا اقلاً قدرى مهار كنيم، همهى امور اصلاح خواهد شد. قبل از هرچيز، خود ما آدم خواهيم شد و به فلاح خواهيم رسيد. ماه رمضان، مقدمهى اين است. روزه، نماز باتوجه، انفاقات، حتّى جهاد فىسبيلاللَّه، براى رسيدن به چنين دنيايى است كه مردم بندهى خدا باشند. ...
ادامه مطلب

همانكه مادرِ دوران چو او نزاده، تویی
خدا اگر به كسی تابِ عشق داده، تویی
خلیفه روی زمین او اگر نهاده، تویی
بهل كه ساده بگویم، امامزاده تویی
به تكه تكهی نعشت دخیل باید بست
دخیل بر كرمِ جبرئیل باید بست
وگرنه نعشِ تو را سوی آسمان كه برد؟
كه این امانتِ تابوت از علی بخرد؟
امانتی خدا را امین او برده است
علی نرفت، فرشته بدان زمین خورده است
***
تو كیستی كه برایت علی غریبی خواند؟
تو كیستی كه فقط از تو دلفریبی ماند؟
نمیتوان كه تو را با شهید تخمین زد
درست دستِ قضا بود، قرعه بر مین زد
دعای صحت و حرز سلامتی مینی است
كه زیرِ پای چپِ مرتضای آوینی است
***
به زیرِ لب تو چه خواندی كه آسمان خم شد
و از میان زمین مردِ واپسین كم شد
به زیرِ لب تو چه خواندی كه ره نشان دادند
و تحفه نعشِ تو را دستِ آسمان دادند
به زیرِ لبِ تو چه خواندی كه قفلِ بسته شكست
و بغضِ ماندهی مردانِ دلشكسته شكست
به زیرِ لب تو چه خواندی؟ بگو، بلند بگو
ز كاروان عقبافتادهگان كماند، بگو
***
جنوب جای عجیبی است، آسمانش نیز
بهشت شاهدِ ما و فرشتهگانش نیز
بهل كه در بگشایند او جنوبی بود
كلون كنند و بگویند روزِ خوبی بود...
رضا امیرخانی
فروردینِ ٧٢- شهادتِ سید مرتضای آوینی
مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم
سخنرانی دکتر عباسی در دانشگاه اصفهان (اردیبهشت ۸۸) که گوش کردنش رو به همه توصیه می کنم... قابل تامل هست

ناز اگر در بغل گرم خیابان خوب است
عشق در پهنه مهجور بیابان خوب است
از خدا خواستم آسوده نباشم ای عشق
با تو اوضاع جهان بی سر و سامان خوب است
من سفارش شده ي دست لسان الغیبم
زیر شمشیر غمت رقص کنم «آن خوب است»
و چه زیباست نبردی که تو دشمن باشی
مرگ از دست تو با زخم فراوان خوب است
با تو هرچیز خوشایند و جهان؛ زیباییست
با تو پاییز قشنگ است و زمستان خوب است
چقدر ردشدن از زیر درختان زیباست
چقدر بر لب این پنجره؛ باران خوب است
عطش توست گوارای وجودم شده است
گاه یک درد به اندازه درمان خوب است
شوکران هوسی شهد تو را تلخ نکرد
لذت طعم عذاب تو کماکان خوب است
اي خداوند! به علماي ما مسووليت
و به عوام ما علم و به مومنان ما روشنايي
و به روشنفكران ما ايمان و به متعصبين ما فهم
و به فهميدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف
و به پيروان ما آگاهي و به جوانان ما اصالت
و به اساتيد ما عقيده و به دانشجويان ما نيز عقيده
و به خفتگان ما بيداري و به دينداران ما دين
و به نويسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف و به نوميدان ما اميد و به ضعيفان ما نيرو
و به محافظهكاران ما گستاخي و به نشستگان ما قيام
و به راكدان ما تكان و به مردگان ما حيات و به كوران ما نگاه
و به خاموشان ما فرياد و به مسلمانان ما قرآن
و به شيعيان ما علي و به فرقههاي ما وحدت
و به حسودان ما شفا و به خودبينان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهي
و به همه ملت ما همت تصميم و استعداد فداكاري و شايستگي نجات و عزت ببخش!
دعایی زیبا از شهید دکتر علی شریعتی روحش شاد.
- اصلا اون روز مسجد يه جور ديگه بود...
- راست میگه! مثل هميشه نبود، هفتهی قبل هم كه برنامه لغو شد، اومده بوديم اما اينطوری نبود!
- توی حياط يه جايی واسه ضبط صوتها درست كرده بوديم.
- نماز ظهر كه تموم شد، آقا رفتن پشت تريبون.
- سئوالها هم خيلی تند و بعضا بیربط بود...
- پرسيده بودن شما داماد وزير گرفتی و فلان قدر مهر دخترت كردی.
- آقا اول كمی درباره شايعات عليه شهيد مظلوم بهشتی صحبت كرد و بعد هم اشاره كرد كه من اصلا دختر ندارم!
- من ديدم يه نفر با موهای وزوزی داره با يه ضبط صوت به سمت تريبون مياد.
- نه يه نفر نبود! ضبط رو دست به دست دادن تا كسی شك نكنه!
- منم فكر كردم ضبط بچههای خود مسجده؛ ديگه شك نكردم چرا اين ضبط مثل بقيه توی حياط نيست!
- ولی نفر آخر، از خودشون بود!
- آره! آره! چون دقيقا ضبط رو گذاشت رو به آقا و سمت چپ؛ درست مقابل قلب ايشون!
- من همينطوری رفتم به ضبط يه سری بزنم! كمی زير و بمش را نگاه كردم و بعد ناخودآگاه جاشو عوض كردم، گذاشتم سمت راست، كنار ميكروفن، كمی با فاصلهتر از آقا!

- يكدفعه ميكروفن شروع كرد به سوت كشيدن...
- آقا برگشتن گفتن: اين صدا را درست كنيد يا اصلا خاموش كنيد.
- منبریها اين جور مواقع كمی عقب و جلو میشن تا بلكه صدا درست بشه!
- من روبروی آقا، كنار در شبستان وايساده بودم، آقا كمی به عقب و سمت چپ رفتند كه يكدفعه...
- يه صدای عجيبی توی شبستان پيچيد...
- اول فكر كردم، تير اندازی شده...
- سريع اسلحهام رو درآوردم... تا برگشتم ديدم...
ادامه مطلب

فدای لحظه لحظه های تنفست آقا ...
ای سیدما،ای مولای ما
من جان ناقابلی دارم،جسم ناقصی دارم
اندک آبرویی هم دارم که این را هم شما داده اید.
همه اینها را کف دست گرفته و در راه این انقلاب
و اسلام فدا خواهم کرد.این هم نثار شما باشد.
سید ما ، مولای ما ، دعا کن برای ما

این هم وصیت نامه ی الهی-سیاسی امام خمینی (ره) ...
البته فایل صوتیه معروفه که حضرت آیت الله خامنه ای (ارواحنا له الفداه) وصیت نامه رو قرائت کردند ...

با عشق به آغوش خدا برگردیم
در عرش صدای ارجعی پیچیده است
یا ایتها النفس... بیا برگردیم
سخنراني دكتر حسن رحيم پور ازغدي
در یک پیامی که از حضرت حجت علیه السلام نقل شده خطاب به شیخ مفید(ره) و در منابع روایی ما هم آمده از ایشان این تعبیر رسیده که اگر شیعه ی ما در راه پیمانی که بر دوش دارند همدل می شدند (یعنی به عدالت رفتار می کردند) سعادت ملاقات ما از آنان سلب نمی شد
و معنایش این است که من در دسترس هستم شما دست دراز نمی کنید. کارنامه ی همه ی ایدئولوژی های بشری در دنیا کبود است یعنی
هر کدام به یک نکته ی درستی توجه کردند و
چند نکته ی درست تر را از قلم انداختند و لذا
علی رغم آن شور بدوی که برای حل مشکلات بشر داشتند بعد از آن یک مدتی همه ی آنها از احکام مرده تغذیه کردند و در عین حال همه ی ایدئولوژی تقریبا خود مرکز بین بودند و خودشان را نگین و بقیه ی بشریت را حلقه ی اطراف خودشان می دیدند...
ادامه مطلب
مرگ برزخى
«ربّنا اَمَتنا اثنتين و احييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل الى خروجٍ من سبيلٍ.» (غافر: 11) كافران در جهنّم عرض مىكنند: پروردگارا، دوبار ما را ميراندى و دوبار ما را زنده كردى. پس به گناهان خود اعتراف داريم. آيا راهى براى خروج ما وجود دارد؟ به نظر مىرسد، مقصود از اماته اول، همان خروج نفس از بدن مادى است و احياى اول احيا در برزخ است و مراد از اماته دوم، اماتهاى است كه پيش از وقوع قيامت صورت مىگيرد و احياى دوم احيا در قيامت مىباشد. پس آيه شريفه نه تنها بر وجود حيات برزخى دلالت مىكند، بلكه از اماته در برزخ خبر مىدهد.
البته، نبايد توهّم كرد كه وزان آيه شريفه وزان «كيف تكفرون باللّه و كنتم امواتا فاحياكم ثُمَّ يُميتكم ثمَّ يحييكم ثمّ اليه ترجعون» (بقره: 82) است؛ يعنى منظور از اماته اول، مرگ قبل از حيات دنيوى است و مراد از اماته دوم، از دنيا رفتن، و مراد از احياى اول، حيات انسان در دنيا و مراد از احياى دوم، حيات اخروى است؛ زيرا كلمه «كنتم امواتا» غير از اماته است؛ چرا كه اماته به معناى ميراندن است و پيش از ميراندن هم بايد حياتى باشد تا اماته صادق باشد، در حالىكه پيش از امواتا حياتى وجود نداشت. بله، كيفيت اماته در برزخ را نمىدانيم، اگرچه احتمالات متعددى داده شده است كه در جاى خود بايد بررسى شوند. ولى به هر حال، وجود اماته برزخى به خوبى از آيه شريفه استفاده مىشود.
ادامه مطلب
دعا براي تثبيت دين
در آخرالزمان گرفتاري اهل ايمان خيلي سخت مي شود به حدي كه در روايت آمده:"ينكره اكثر من قال بامامته"
يعني بيشتر مردم از اعتقاد و ايمان به امامت آن حضرت بر مي گردند! لذا فرموده اند كه در آخرالزمان دعاي فرج را كه دعاي تثبيت در دين است زياد بخوانيم: ) يا الله يا رحمان يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك(.
امام زمان در كلام آيت الله بهجت(مدظله العالي)
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا
تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید
گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن
عکس یک خنجر ز پشت سر پی مولا کشید
گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم
راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید
گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش
عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید
گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش
فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید
گفتمش سختی و درد وآه گشته حاصلم
گریه کرد، آهی کشید و زینب کبری کشید
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق
عکس مهدی را کشید و به چه بس زیبا کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین
گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید
دستم به دامانت در این آغاز فصل سرد
آخر سکوت تو غزل را می کشد برگرد!
آوار غم بر شانه های عشق را بنگر
شعری بخوان آرامشی پیدا کند این درد
پرواز هم تا انتها تا عشق ممکن نیست
بی تو تمام آسمان ها می کنندم طرد
دنبال چشمانت کجا باید کبوتر شد؟
ای کاش دل یک آسمان آیینه می آورد
دیگر برای انتظارت گریه مرهم نیست
آقا! بگو این بغض سنگین را چه باید کرد؟
با هر بهانه و هوسي عاشقت شده است
فرقي نميكند چه كسي عاشقت شده است
چيزي ز ماه بودن تو كم نميشود
گيرم كه بركهاي نفسي عاشقت شده است
اي سيب سرخِ غلتزنان، در مسير رود
يك شهر تا به من برسي، عاشقت شده است
پر ميكني و واي به حال پرندهاي
كز پشت ميلهي قفسي، عاشقت شده است
آئينهاي و آه كه هرگز براي تو
فرقي نميكند چه كسي عاشقت شده است
بسم الله الرحمن الرحيم
خدمت برادران دانشآموخته دانشگاه امام صادق عليه السلام
سلام عليکم
محسن قرائتي هستم، به فکر افتادم نامه اي براي شما بنويسم و چون معلم قرآن هستم سعي مي کنم در سايه قرآن حرف بزنم.
قرآن دو نوع کار از انسانها خواسته است: يکي حق کار و يکي به مقدار توان. به اين آيات توجه کنيد: اتقوا الله حق تقاته، در آيه ديگر حق تلاوته در آيه ديگر حق جهاده،
و اما آيات مقدار توان:
اعدوا لهم ما استطتعتم
اتقوا الله ما استطعتم
با اين آيات خود را بيازماييد. آيا ما حق مطلب را ادا کرده ايم و يا ...
ادامه مطلب
تقدیم به عزیز عالم و کائنات
ای مهربان از ما بپذیر
آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم
هر جمعه بدون ظهور عاشورای مهدی (عج) است
و تو برای اینکه علت دلتنگی ات را بیابی عصر روزهای جمعه چشمت را باز کن و ببین در همان لحظات سر که را بر سر نیزه می بین!!
با این وضع آمادگی من و تو و جامعه در صورت قیام امام سرنوشت منتقم خون حسین نیز غیر از سرنوشت حسین نخواهد بود.
دلهای مشتاقان در انتظار مقدم کسی می طپد که شمع وجودش محفل آرای بزم وجود است و دریای جودش روح بخش هر موجود که بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء...
به بیکران مهر و عطوفت مهدی موعود (عج) که یگانه شاهراه عشق و عرفان جز امتداد نگاه او نیست . مرا هزار امید است و هر هزار تویی ... هر هزار تویی
اینجا چیزی نمیذارم...همش تو ادامه ی مطلبه ....![]()
ادامه مطلب
وقتى ما «وحدت حوزه و دانشگاه» را عنوان مىكنيم، بديهى است مقصود اين نيست كه اين دو را در عالم واقعيّت به يك چيز تبديل كنيم. زيرا اگرچه در گذشته، در حوزههاى علميه، همان دروسى خوانده مىشد كه امروز در دانشگاهها خوانده مىشود، اما اگر فرض كنيم آن دروس حوزههاى علميه، همان پيشرفتى را كه تا امروز كرده است، مىكرد، باز امروز بايد به مقتضاى تخصّص و تشعُّب، هر گروه كار و درس خودش را دنبال كند. پس، مقصود اين نيست. مبادا بعضى همين موضوعِ به اين روشنى و وضوح را نديده بگيرند و درباره غلط بودن شعار وحدت حوزه و دانشگاه قلمفرسايى كنند....
ادامه مطلب







